محمد مفيد مستوفى بافقى
542
جامع مفيدى ( فارسى )
مطالب خود فايض مىگردد و بكرّات تجربه شده . صاحب خط سبز مؤلف « تاريخ جديد يزد » مرقوم قلم فيروزى رقم گردانيده كه در آن ايام كه ولايات فارس و عراق به تحت تصرف جناب مبارز الدين محمد بن مظفر در آمده عرصهء جنّت فضاى يزد پاى تخت همايون بود به عمارت حصار و حفر خندق امر فرمود . در اثناى حفر خندق قبرى ظاهر گرديد و شخصى را ديدند كه اعضاى او درست و دو پاره حرير سبز كه خطى سبز بر آن نوشته بود در دست و مصحفى حمايل داشت . پادشاه عدالت دستگاه از آن حال اطلاع يافته به آن محل آمد و امر فرمود كه دو پارچه حرير از دست ميت گرفته بر آن خط اطلاع يابند . چندانكه سعى كردند . از دست او بيرون نتوانستند آورد . [ 21 الف ] پادشاه حوالهء آن كار بوقت ديگر كرده به منزل معاودت نمود . شبانگاه در واقعه آن شخص را ديد نزد حضرت رسالت پناه صلى اللّه عليه و آله و سلم ايستاده و زبان به شكايت گشاده ، مىگفت كه مىخواستند خط آزادى مرا باز ستانند . پادشاه از هيبت اين واقعه از خواب در آمد ، بيت : روز ديگر كه باز چرخ بلند * پرتو مهر بر جهان افكند پادشاه امر فرمود تا آن شخص را با آن دو پاره حرير در همان مقام دفن كردند و صومعهاى بر بالين او ساختند . مردمان علامات بسيار كه دلالت بر كرامات مىكند در آن مكان متبرك ديدهاند و بر همان حوالى كه مشهور است به « غازيان » بسيارى از علما و صلحا آسودهاند ، مثل مولانا شمس الدين محمد واعظ و مولانا نور - الدين خطيب كه از جملهء اوليا بود . در آن هنگام كه يزدجز [ د ] شهريار در قادسيه از لشكر اسلام منهزم گرديده راه فرار پيمود و از راه يزد متوجه خراسان شد لشكر اسلام به تعاقب تا به يزد آمدند و چنانچه در مجلد اول اشاره به آن شده اهالى فهرج كه به دين مجوس بودند شبيخون